|
شعر های من | ||
|
حتی دوری هم شیرین هست ، وقتی عشقم تو باشی
به خدا زیبا ترینی اگه ، ساره باشی
از جهنمی ترسی نیست ، اگه با من باشی به خدا زیبا ترینی اگه ، ساده باشی
[ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ 11:21 ] [ دانیال برازنده ]
انگار فقط من بی رحم هستم / انگار همه از من خسته اند
انگار فقط من هستم که باید برم جهنم / تنهایی هایم را هم ، با خودم ببرم انگار سر نوشت من من جدا هستم / چون از همه بد ترم
متاسفم که قلبت رو شکستم / متاسفم که دروغ گفتم متاسفم که دیونه بودم / متاسفم که بچه موندم متاسفم که چشم هایم را خیس کردم / و جلو ام را ندیدم
متاسفم
خود کرده را تدبیر نیست [ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 12:29 ] [ دانیال برازنده ]
لب هایش را میبوسم / به چشم هایش ، چشم میدوزم
مو های مشکی آن را نوازش میکنم / در خواب با او پرواز میکنم
چشم هایم را میبندم ، با بوی او مست میشوم / از هرچیز نخواهد ، رد میشوم در آیینه هیچ چیز نیستم / در کنار او همه چیز هستم
چشم هایم را میبندم / بال هایم را باز میکنم از سخره شادی میبپرم / بر روی سنگ های غم بر زمین میخورم
اما او را دارم / پس نگران نیستم [ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 16:26 ] [ دانیال برازنده ]
در شعر هایم به دنبال قافیه نگرد ،
ربط بیت هایم واضح هست و نیازی به هم آوایی هم ندارد.
چون از آسمانی مینویسم که نور را برای دیدن بدبختی می آورد، و برای ندیدن خوشبختی از من میگیرد .
از ابر هایی مینویسم که خورشید من را مخفی میکنند ، تا به ماه عادت کنم .
از دختری مینویسم که دوست دارمش ، از عشقی که با من است و از نشوتن مینویسم
[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 16:3 ] [ دانیال برازنده ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||